کوچه شهید

نشریه الکترونیکی ادبیات و هنر مقاومت شهرستان بهبهان

کوچه شهید

نشریه الکترونیکی ادبیات و هنر مقاومت شهرستان بهبهان

کوچه شهید

کــوچـــه شــهــیـــد
koocheyeshahid.ir

نشریـه الکترونیـکی
ادبیـات و هنـر مقـاومت شهـرستـان بـهبـهـان

گروه فرهنگی سردار شهید دکتر مجید بقایی
شماره تماس: 2215 673 0916

کانال کوچه شهید در پیام رسان های ایتا و سروش:

http://eitaa.com/koocheyeshahid

http://sapp.ir/koocheyeshahid

 

این عکس قبل از عملیات فتح المبین گرفته شده است. یادم است مجید بقایی وقتی از تهران به شوش برگشت مرا صدا زد و گفت: بیا و عکسهایی که در سفرم گرفتم را ببین، بعد عکسها را یکی یکی به من نشان داد تا اینکه به این عکس رسیدیم. تا این عکس را دیدم با تعجب به مجید نگاه کردم و گفتم: این عکس مال من. مجید گفت: نه بابا، دیگه چی؟ من هم چیزی نگفتم و از اتاق بیرون زدم. هرچه مجید صدایم زد محلش نزاشتم. بعدازظهرش بچه ها می خواستند جلوی سپاه گل کوچیک بازی کنند، گروه گروه شدیم مجید مرا انتخاب کرد. من با مجید حرف نمی زدم. هر توپی مجید به من پاس می داد من یا آن را نمی گرفتم و یا می گذاشتم تا حریف توپ را بگیرد بعد مجید بخاطر جلوگیری از گل زدن آنها به دردسر می افتاد، مجید که متوجه شده بود علت چیست فقط می خندید. بعد از بازی گفت: امیر چرا قهر کردی؟ چیزی نگفتم. مجید دستم را گرفت. من خیلی جدی و با اخم به او گفتم دستم را ول کن. مجید خندید و در حالی که مرا در بغل می گرفت صورتم را بوسید و گفت: بخدا همین یک عکس را دارم، باور کن اگر دوباره برایم فرستادند آن را به تو میدهم. گفتم: مگر دوربین مال خودتان نبود؟ گفت: نه بابا، نگذاشتند دوربین خودمان را داخل ببریم و با دوربین خود بیت حضرت امام این عکس را گرفتند. یادش بخیر مجید باوفا، مجید با صفا، مجید بی ریا ... (راوی: حاج حمید حکیم الهی)

سردار شهید دکتر مجید بقایی و تعدادی از فرماندهان دفاع مقدس در محضر امام خمینی

  • خادم الشهدا

نظرات  (۱)

به چهره یکایک حاضرین پیش امام به ویژه سردار بقایی دوباره نگاه کنیم، چیزی که به روشنی پیداست اینه که همه شون گویی به آرزوی محالشون رسیدن! چشمای بقایی از دوربین غافل مانده و مات چهره امام است. باور حرفای راوی شاید سخت به نظر بیاد، برای من که همین طوره، اما تصویر به چیزهایی اشاره میکنه که بر صداقتشون صحه میگذاره و دل رو آروم میکنه.

ساقی ار باده از این دست به جام اندازد                  عارفان را همه در شرب مدام اندازد
ور چنین زیر خم زلف نهد دانه خال                              ای بسا مرغ خرد را که به دام اندازد
 خلاصه خوش به حال خوبشون!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی