کوچه شهید

نشریه الکترونیکی ادبیات و هنر مقاومت شهرستان بهبهان

کوچه شهید

نشریه الکترونیکی ادبیات و هنر مقاومت شهرستان بهبهان

کوچه شهید

کــوچـــه شــهــیـــد
koocheyeshahid.ir

نشریـه الکترونیـکی
ادبیـات و هنـر مقـاومت شهـرستـان بـهبـهـان

گروه فرهنگی سردار شهید دکتر مجید بقایی
شماره تماس: 2215 673 0916

کانال کوچه شهید در پیام رسان های ایتا و سروش:

http://eitaa.com/koocheyeshahid

http://sapp.ir/koocheyeshahid

جهادگر و سردار شهید دکتر مصطفی شهیدزاده

تحصیلات: دکترای دندان پزشکی

مسئول کمیته پزشکی جهاد سازندگی استان خوزستان

تاریخ تولد: 2 خرداد 1336 بهبهان. تاریخ شهادت: 28 خرداد 1360 دارخوین

از راست نفر اول شهید مصطفی شهیدزاده

1) مصطفی در انشاءهایش همیشه از محرومیت ها و فقر و فساد اجتماعی سخن می گفت و از این مطلب باکی نداشت که رژیم او را دستگیر کند. اگر چه معلم ها بارها او را از این طور نوشتن بر حذر می داشتند و حتی به او اجازه انشاء خواندن نمی دادند ولی این مانعی نمی شد که او تغییری در روش خود بدهد.

از چپ نفر اول شهید مصطفی شهیدزاده

2) تشکیل حزب فرمایشی و سلطنتی رستاخیز برای جذب جوانان کشور و ورود آنها به فعالیت های غیر دینی و فساد برانگیز بهانه ای شد که مصطفی در صحنه سیاسی فعالتر شده و به همه دوستان و آشنایان سفارش کند که وارد این حزب نشوند و گوش به حرفها و تبلیغات رژیم ندهند. او می گفت: این حزب دامی است که می خواهد جوانان ما را اغفال کند و از دین و مذهب دور نماید. وی همه را به مطالعه کتب دینی فرا می خواند تا خود را در برابر اندیشه های طاغوتی بیمه نمایند.

از چپ نفر اول شهید مصطفی شهیدزاده

3) در روزهای سخت پیش از پیروزی انقلاب اسلامی انجام فعالیت های مذهبی در دانشگاه کاری سخت و خطرناک بود که مصطفی با تمامی خطرهایش تن به آن می داد و با جمع کردن دوستان دانشجویش به فعالیت می پرداخت.

او ضمن آشنایی با دانشجویان انجمن اسلامی دانشگاه کم کم به عنوان فردی موثر و بسیار فعال درآمد. یادگیری و جذب دانشجو بواسطه انجمن و انجام کار مذهبی روی آنها از مهمترین وظایف و فعالیت هایی بود که مصطفی خود را مقید به انجام آن می دانست.

چاپ و پخش اعلامیه های حضرت امام خمینی و انجام فعالیت های مذهبی زیر پوشش برنامه های ورزشی و برگزاری جلسات مخفیانه مذهبی با دانشجویان از دیگر فعالیت های انقلابی او بود.

جهادگر شهید دکتر مصطفی شهیدزاده در کنار شهید مظلوم آیت اله بهشتی

4) مصطفی مقید به خودسازی بود و تلاش داشت که روزهای دوشنبه و پنجشنبه را روزه بگیرد. انجام تمرینات سخت بدنی و همچنین انجام فعالیت های ورزشی از جمله کشتی، جودو و کوهنوردی بخشی از زندگی انقلابی او محسوب می شد تا در شرایط احتمالی و سخت زندان های رژیم ستم شاهی بتواند مقاومت کند.

از راست نفر دوم جهادگر شهید دکتر مصطفی شهیدزاده و از چپ نفر دوم سردار شهید صدراله فنی

5) از دیگر کارهای انقلابی مصطفی و دوستانش ساخت انواع بمب های آتش زا سه راهی، کوکتل مولوتف و چاپ و نشر اعلامیه های حضرت امام خمینی بود.

وقتی جوانان انقلابی خوزستان با تلاش شبانه روزی موفق شدند گروه مسلحانه ای تحت عنوان منصورون را برای مبارزه با نیروهای موثر و با نفوذ رژیم تشکیل دهند، شاخه ای از آن در بهبهان به همت سرداران شهید مجید بقایی و اسماعیل دقایقی شکل گرفت، مصطفی نیز به آنها پیوست و در فعالیت های مخفیانه آنها شرکت می نمود.

او در تظاهرات مردمی نیز کفن می پوشید و جلوی صف تظاهرات می ایستاد و مردم را علیه رژیم می شوراند.

6) دستگیری در حین پخش اعلامیه در اصفهان و انتقال او با ساواک اولین تجربه زندان رفتن او بود. مصطفی با تحمل انواع شکنجه های روحی و جسمی حتی اندکی از اطلاعات محرمانه انقلابیون را در اختیار رژیم قرار نداد و آنها را در تردیدشان همچنان نگه داشت تا سرانجام آزاد گشت.

مصطفی وقتی از زندان آزاد شد برای اینکه ریا و فخر و مباهات نتواند هیچ نقشی در کارهای انقلابی او داشته باشد هرگز از شکنجه ها و اذیت و آزار ساواک چیزی نگفت. اما تلاش نمود که ارتباطش را با دیگر انقلابیون گسترش دهد و بر دامنه فعالیت هایش بیافزاید.

جهادگر و سردار شهید دکتر مصطفی شهیدزاده

7) پس از پیروزی انقلاب اسلامی وقتی حضرت امام خمینی دستور به تشکیل جهاد سازندگی داد مصطفی با درک صحیح و کاملی از محرومیت های مختلف در روستاها به جهاد سازندگی پیوست و با حداقل امکانات پزشکی و دارویی اکیپ پزشکی سیاری را در روستاها تشکیل داد و به مداوای مردم محروم مشغول شد.

در بسیاری از روستاها تا آن روز حتی یک پزشک نیز پایش به آنجا باز نشده بود و به همین خاطر روستائیان با جان و دل پذیرای این اکیپ الهی شدند. کم کم تمام روستاهای اطراف بهبهان تحت پوشش این اکیپ فعال درآمد.

همسر شهید دکتر مصطفی شهیدزاده در کنار بدن مجروح شوهرش

8) با شروع جنگ تحمیلی از مهمترین کارهای برجسته مصطفی تشکیل ستاد پشتیبانی بهداشت و درمان در اداره بهداشت و درمان استان خوزستان بود که این ستاد با هماهنگی کامل با اتاق جنگ استان عمل می نمود.

ایجاد بیمارستان صحرایی در میانه جنگ که کمترین فاصله را با خطوط مقدم داشت از دیگر کارهای بزرگ او بود. سردار شهید دکتر مجید بقایی فرمانده قرارگاه کربلا وقتی آن بیمارستان را در درون جبهه های جنگ دید با خوشحالی گفت: این کار بزرگ جان صدها نفر از مجروحین رزمنده و روستائیان اطراف جبهه را نجات داده است.

از راست نفر سوم جهادگر شهید دکتر مصطفی شهیدزاده

9) دشمن به سوسنگرد حمله کرده و شهر را اشغال نموده بود. حتی تنها بیمارستان شهر نیز از تیررس دشمن در امان نمانده بود. مصطفی از اینکه امکاناتی در دست نداشت که به کمک مجروحان و بیماران بیمارستان بشتابد، بی قرار شده بود. او در جاده حمیدیه سوسنگرد تلاش زیادی نمود تا با خودروها مجروحین را به عقب جبهه بفرستد.

در همان شرایط وقتی خیلی مستأصل شده بودمی گفت: ما هر چه می کشیم از فرمانده کل قوا بنی صدر است. ای کاش زمینه ای فراهم شود تا او عزل گردد و ما بتوانیم به سلاح و امکانات بیشتر دست یابیم و اندیشه خطرناک او را که می تواند منجر به سقوط تمام خوزستان شود، مانع شویم.

جهادگر و سردار شهید دکتر مصطفی شهیدزاده

10) موقعی که دفاتر درمانی بهداشتی در روستاها تشکیل شد دکتر مصطفی مشتاقانه به سوی روستائیان می شتافت. به دلیل اخلاق گیرا و رفتار مجذوبش همواره در بین دوستان و برادران جهادی بحث سر این بود که چه کسی همراه دکتر به روستا برود. حتی راننده خودروی وی هم مجذوب اخلاق پسندیده او شده بود چه برسد به روستائیان محرومی که او به مداوای آنها می پرداخت.

یادم می آید تنها مسئله ای که همواره دکتر را رنج می داد این بود که می گفت: ای کاش هر پزشکی یک روز در هفته یا در ماه را به صورت رایگان ویزیت می کرد تا محرومان رنج کمتری می کشیدند.

برادر شهید دکتر مصطفی شهیدزاده در کنار بدن مجروح برادرش

11) مصطفی که از هر گونه ظاهرسازی به دور بود با شروع جنگ تحمیلی نهایت فعالیت هایش را شروع کرد. ستاد امداد را ایجاد نمود و برخی از بیمارستان های آبادان، خرمشهر و بیمارستان های صحرایی را در جبهه ها راه اندازی کرد. او جزو آخرین نفراتی بود که بعد از سقوط سوسنگرد از شهر خارج شد و سپس از طریق پادگان حمیدیه به کمک مجروحین می شتافت و بالاخره هر جا خطری بود به استقبال خطر می رفت. زمانی که بیمارستان نظام مافی شوش تخریب شد باز مصطفی بود که مسئله را پیگیری و جهت ترمیم آن اقدام نمود.

تشییع و تدفین پیکر مطهر جهادگر و سردار شهید دکتر مصطفی شهیدزاده در بهبهان

12) روزهای عزل بنی صدر از مقام فرماندهی کل قوا توسط حضرت امام خمینی بود که نیروهای رزمنده عملیاتی تحت عنوان فرماندهی کل قوا خمینی روح خدا در منطقه دارخوین اجرا نمودند و جهاد سازندگی به عنوان بازوی مهندسی و بهداری سپاه در این عملیات شرکت نمودند. در آن روزها بیشترین حجم کارهای انتقال مجروحین به پشت جبهه به عهده مصطفی و دوستانش بود. در جریان همین فعالیت ها بود که آمبولانس حامل مصطفی ناگهان واژگون شده و او دچار ضربه مغزی شد.

حضرت آیت اله خامنه ای نماینده امام با اطلاع از موضوع فوق دستور فوری اعزام هواپیمای سی 130 را به اهواز جهت انتقال مصطفی به تهران صادر نمود و مصطفی خیلی سریع در بیمارستان تجریش تهران بستری شد.

او دو هفته بر تخت بیمارستان زنده ماند ولی سرانجام در 28 خرداد 1360 مصادف با نیمه شعبان به سوی معبود خویش پر گشود.

  

  • خادم الشهدا

نظرات  (۲)

  • محمدمهدی باقری
  • سلام
    مطلب واقعا جالب بود
    راستی با یک سورپرایز برای همه کسایی که توی بیان وبلاگ دارن به روزم.
    عنوان مطلب رو نمیگم ک خودتون بیاید و ببینید امیدوارم خوشتون بیاد و واقعا بتونید استفاده کنید.
    راستی اگر خوشتون اومد یا به نظرتون مفید اومد لایک کنید و اگر هم وبلاگ رو دوس داشتید فالو ( دنبال ) کنید تا مطالب رو براتون ارسال کنم
    منتظر حضور و نظرتون هستم
    http://sarbaz0.blog.ir
    http://sarbaz0.blog.ir/post/1382
    یا علی مدد
  • دانلودو | دانلود فیلم و سریال
  • سلام وبلاگ زیبا و جالبی دارین خوشحال میشم به وبلاگ بنده هم سر بزنید و نظرتون رو درموردش بگید :)
    ممنون

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی