کوچه شهید

نشریه الکترونیکی ادبیات و هنر مقاومت شهرستان بهبهان

کوچه شهید

نشریه الکترونیکی ادبیات و هنر مقاومت شهرستان بهبهان

کوچه شهید

کــوچـــه شــهــیـــد
koocheyeshahid.ir

نشریـه الکترونیـکی
ادبیـات و هنـر مقـاومت شهـرستـان بـهبـهـان

گروه فرهنگی سردار شهید دکتر مجید بقایی
شماره تماس: 2215 673 0916

کانال کوچه شهید در پیام رسان های ایتا و سروش:

http://eitaa.com/koocheyeshahid

http://sapp.ir/koocheyeshahid

سردار شهید خیراله جنت شعار

فرمانده گردان رعد شهرستان بهبهان (تیپ بعثت)


شهید خیراله جنت شعار در 15 تیر 1337 در خانواده ای مذهبی در شهرستان بهبهان به دنیا آمد. او از همان ابتدای کودکی علاقه خاصی به اسلام داشت چنانکه در آن دوران نمازش را صحیح کرده و به مسجد علاقه زیادی نشان می داد. در زمان انقلاب نیز فعالیتهای بسیار چشمگیری داشت.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی به حفاظت از دستاوردهای انقلاب پرداخت. مسئولیت هایی که به او محول می شد را با دل و جان به انجام می رساند. مدتی برای انجام مأموریتی به دادسرای انقلاب اسلامی اهواز اعزام و در آنجا مشغول به خدمت شد. نیروهای ضد انقلاب و گروهک های معائد که خود را طلبکار نظام می دانستند و همواره دنبال ضربه زدن به آن بودند هر روز مشکلی ایجاد می کردند. خیراله نیز تمام توان خود را برای مقابله با این جریانات گذاشته بود، او که بخوبی جریانات نفاق را می شناخت و از آن طرف نیز نگران وضعیت جوانانی بود که فریب حرف های فریبنده ی سردمداران آنها را خورده و جذب آن گروهکها شده بودند. او همه وجود خود را به میدان آورد و با آرامش و وقار و متانت به سراغ آن جوانان رفته و سعی بر آگاه ساختن آنان از نیات شوم سردمداران آن گروهکها نمود و در این راه با همه ناملایمتها و صدماتی که نصیبش شد توانست بسیاری از آن جوانان را متوجه حقایق نماید.

با تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خیراله از اولین کسانی بود که به عضویت این نهاد مقدس در آمد و همواره در راه اندازی و منظم ساختن آن می کوشید. خیراله برای ناکام کردن دشمنان انقلاب اسلامی، زمانی که امام حمینی فرمان تشکیل بسیج ارتش 20 میلیونی را صادر نمودند این مسئولیت مهم را نیز در شهرستان پذیرا شد و با شور و شوق به مردم در مساجد و مدارس آموزش فرهنگی و نظامی می داد و در همین زمان بود که ایشان از طرف گروهکهای وابسته به شرق و غرب تهدید به ترور شد.

وقتی ضد انقلاب داخلی، کردستان را میدان تاخت و تاز خود قرار داد به همراه جمعی از یاران سپاهی، خود را به آنجا رساند و مدت زمان طولانی را در آن خط به نبرد با تجزیه طلبانی که از صداقت و سادگی مردم آن دیار سوء استفاده کرده بودند پرداخت.

با شروع جنگ تحمیلی در تاریخ 31 شهریور 1359 شهرستان بهبهان شاهد ورود تعداد زیادی از هم استانی هایی که ساکن شهرهای آبادان و خرمشهر بودند گردید. با ورود و مشاهده وضعیت اسفناک آنها توسط مردم بهبهان همه متوجه عمق فاجعه شدند. بلافاصله سپاه مأموریت پیدا کرد در اولین فرصت نسبت به اسکان مردمی که از جنگ آسیب دیده بودند اقدام نماید. خیراله در کنار تعدادی از دوستان خود موفق شد در حداقل زمان ممکن این کار را به انجام برساند. روز به روز بر تعداد مهاجرین جنگی در شهر افزوده می شد و این خیراله بود که در این میان آرام و قرار نداشت، با سختی و مشقت نسبت به تهیه جا و مکان برای مهاجرین بی پناه تلاش می کرد و چقدر با ناملایمات مواجه شد ... وقتی کار اسکان مردم مهاجر تقریباً سر و سامان گرفت فرماندهی سپاه بهبهان تصمیم گرفت برای کمک به مدافعین خرمشهر گروهی را اعزام نماید. بلافاصله گروه آماده شد و فرماندهی آن گروه نیز بر عهده خیراله گذاشته شد و آن گروه مدت زمانی را در کنار مدافعین خرمشهر به نبرد با دشمن متجاوز پرداخت. با سقوط خرمشهر خیراله به همراه نیروهایش به بهبهان برگشت و بدون درنگ گروه دیگری را برداشت و روانه جبهه شوش شد و در عملیات 25 فروردین 1360 حماسه ها آفرید. در عملیات فتح المبین خیراله از ناحیه پا مجروح شد و در همان ایام بود که به دیدار امام امت رهسپار گردید و موفق شد در بیت امام دست امامش را ببوسد و با فریادی که از قلبش بر می خواست بگوید: امام جانم بقربانت.

خیراله در عملیاتهایی همچون طریق القدس، فتح المبین و بیت المقدس (که در این عملیات از ناحیه کمر و صورت مجروح گردید) حضوری فعال داشت و حال عملیات رمضان نیز در تاریخ 23 تیر 1361 شروع شده بود و در چهره خیراله طراوت و شادابی خاصی به چشم می خورد. روز 24 تیرماه با طلوع آفتاب دشمن پاتک سنگینی را آغاز نمود. دشمن با تمام توان و قوای خود برای بازپس گیری مواضعی که شب قبل به تصرف گردانی که خیراله فرماندهی و هدایت آن را به عهده داشت (گردان رعد بهبهان) بر آمده بود و هجوم می آورد. صدای انفجار گلوله خمپاره ها و شلیک مداوم گلوله های تانک دشمن لحظه ای قطع نمی شد. بوی دود و آتش و خاک و خون همه جا را فرا گرفته بود. ناگهان صدای انفجار شدیدی همه جا را لرزاند، وقتی گرد و خاک خوابید پیکر خونین خیراله که مورد اصابت ترکش ها واقع شده بود مشاهده شد. امدادگران خودشان را بالای سر او رساندند ولی تقدیر برای خیراله چیز دیگری رقم خورده بود و این گونه شد که خیراله پس از مدت ها تلاش و جنگیدن در میادین نبرد از کردستان تا جنوب کشور بالاخره خود را به جمع یاران و دوستان شهیدش رساند و جاودانه تاریخ شد.

سردار شهید خیراله جنت شعار

فرمانده گردان رعد شهرستان بهبهان (تیپ بعثت)

از راست نفر دوم سردار شهید خیراله جنت شعار

از راست سرداران شهید غلامعباس مکوند و خیراله جنت شعار

از راست سردار شهید خیراله جنت شعار فرمانده گردان رعد بهبهان و جانشین شهیدش محمد شجاعی

از چپ سردار شهید خیراله جنت شعار و سردار جواد مشیدی از فرماندهان دانشگاه امام حسین(ع)

ایستاده از چپ نفر اول شهید امیرهوشنگ شفیعی، نفر دوم شهید خیراله جنت شعار، نفر سوم شهید جواد قنبریان و نفر هشتم شهید محمدعلی محمدی

نشسته از چپ نفر اول شهید جعفر پیرعلی، نفر سوم شهید عبدالرسول دین پناه، نفر پنجم شهید هاشم احمدی و نفر هشتم شهید اسماعیل نیک پور

ایستاده از راست نفر سوم شهید محمد شعبانی، نفر ششم شهید خیراله جنت شعار و نفر هفتم شهید حسین خاکساری

در این عکس شهیدان خیراله جنت شعار، عبدالخالق اولادی، شهید داوود دانایی، شهید اکبر خواجه ای و شهید منصور ملک پور مشاهده می شوند

نشسته از چپ نفر اول شهید محمد شعبانی و نفر دوم شهید خیراله جنت شعار

ایستاده از چپ نفر اول شهید عبدالمجید محمدجعفری و نفر دوم شهید محمدکاظم شریعتی

ایستاده از چپ نفر اول شهید خیراله جنت شعار و نفر نشسته شهید یحیی هاشمی

سردار شهید خیراله جنت شعار

فرمانده گردان رعد شهرستان بهبهان (تیپ بعثت)

از راست نفرات دوم و سوم سرداران شهید خیراله جنت شعار و مهدی مستوی

از چپ سرداران شهید خیراله جنت شعار و احمد وتری

سردار شهید خیراله جنت شعار

فرمانده گردان رعد شهرستان بهبهان (تیپ بعثت)

  • خادم الشهدا

نظرات  (۲)

  • قدمگاه امام رضا علیه السلام در شهرستان بهبهان
  • بسته چندرسانه ای «حجاب» و «عفاف»
    بسته چندرسانه ای «حجاب» و «عفاف»، شامل کتاب، فیلم و صوت به مناسبت روز عفاف و حجاب...
    http://goo.gl/I3AbU6
    سلام علیکم
    اگه امکانش هست،ازشهید علی مومن طیبی بنویسید.

    روزایی که میرفتم دانشگاه(بعد از میدان استیل _جاده اهواز)،از جلو عکس این شهید بزرگوار که رد میشدم
    حالم عوض میشد،از ی حالت فوق العاده متشنج به ی حالت آروم.....
    ازشون کمک میخواستم و واقعن تأثیر داشت.
    خیلی دوست دارم راجع بهشون بیشتر بدونم..
    من حتی آدرس مرقد مطهرشونم نمیدونم :((((((((((

    یا علی

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی