کوچه شهید

نشریه الکترونیکی ادبیات و هنر مقاومت شهرستان بهبهان

کوچه شهید

نشریه الکترونیکی ادبیات و هنر مقاومت شهرستان بهبهان

کــوچـــه شــهــیـــد
koocheyeshahid.ir

نشریـه الکترونیـکی
ادبیـات و هنـر مقـاومت شهـرستـان بـهبـهـان

گـروه فـرهنگـی سردار شهیـد مجیـد بقایــی
شماره تماس: 2215 673 0916

کـانـال کـوچـه شهیـد در پیـام رسـان سـروش:
http://sapp.ir/koocheyeshahid

کتاب خاطرات دو تن از آزادگان بهبهانی رونمایی شد

چهارشنبه, ۲۷ مرداد ۱۳۹۵، ۰۵:۰۸ ب.ظ

در مراسم بزرگداشت سالروز بازگشت آزادگان به میهن اسلامی مان در شهرستان بهبهان، 2 کتاب جدید از مجموعه «دورۀ درهای بسته» به روایت آزادگان سرافراز بهبهانی؛ لطف‌الله صالحی و غلامعباس محمدحسنی که توسط انتشارات روایت فتح منتشر گردیده بود با حضور فرماندار بهبهان جناب آقای ملک خدایی، فرماندهی ناحیه مقاومت بسیج بهبهان سرهنگ دوم پاسدار خیران پور و ریاست بنیاد شهید و امور ایثارگران شهرستان بهبهان جناب آقای نیری رونمایی شد.

دهمین عنوان از مجموعه کتاب های «دورۀ درهای بسته» به روایت اسیر شماره ۸۶۱ «لطف الله صالحی» متولد ۲۴ شهریور ۱۳۳۴ است که در ۱۵ دی ماه سال ۱۳۵۹ اسیر شد و ۲۹ مرداد سال ۱۳۶۹ به کشور بازگشت.


حاج لطف اله صالحی از جانبازان و آزادگان سرافراز شهرستان بهبهان


در قسمتی از این کتاب می خوانیم:

«حسین گاردی غیر از آموزش رژه، کارهای خدماتی زیادی هم می کرد. یکی‌اش دندان پزشکی بود. ابزار کارش هم چند تکه سیم خاردار بود که خودش درست کرده بود. جرم گیری می کرد، عصب کشی می کرد، حتا دندان ها را پر هم می کرد. روکش های جعبه های چای را که یک ورقه نازک قلع بود، برمی داشت و آب می کرد و با همان قلع ها دندان ها را پر می کرد. حسین مثل دکترها، وقت هم می داد! وقتی می رفتی سراغش، مثلا می گفت «بیست دقیقه دیگه بیا آشپزخونه» بعد هم ابزارش را که توی یک کهنه پیچیده بود، از جیبش در می آورد و کارش را شروع می کرد. این جور موقع ها تکه کلامش هم این بود که می گفت «بخواب، می خوام دهنتو سرویس کنم.» حسین گاردی فهمیده بود دندان حاج آقا ابوترابی درد می کند. یک جا گیرش آورد و گفت «حاج آقا! بخواب. امروز قراره دهنتو سرویس کنم.» حاج آقا گفت «حسین آقا، این چه حرفیه؟» حسین گاردی گفت «من با کسی تعارف ندارم. می خوابی یا بخوابونمت!» آخر سر هم دست برنداشت و دندان های حاجی را به زور درست کرد. بچه ها این طوری با حاج آقا قاطی شده بودند. پیر و جوان هم نداشت. حتا آن هایی که سنی ازشان گذشته بود از حاج آقا حرف شنوی داشتند...»

این کتاب با ۲۵۶ صفحه، شمارگان 1100 نسخه و قیمت ۱۵۰ هزار ریال منتشر شده است.

                                                                        ***

در یازدهمین شماره از این مجموعه، روایت دوران اسارت اسیر شماره 3079 «غلامعباس محمدحسنی» از 2 فروردین سال 1361 تا 27 مرداد سال 1369 برای مخاطب بیان می شود.


حاج غلامعباس محمدحسنی از جانبازان و آزادگان سرافراز شهرستان بهبهان


راوی این کتاب هنوز به بیست سالگی نرسیده است که در دومین روز فروردین سال 61 در عملیات فتح المبین به اسارت دشمن در می آید. به خاطر سن کم، نگاه های تندی دارد وعکس العملهای شدید و عجیبی نسبت به عراقی ها نشان می دهد و رفتار هایی دارد که برای خودش و دیگر اسرا هزینه هایی به همراه دارد. در دوران اسارت اردوگاه های مختلفی را تجربه و با گروه های مختلفی آشنا می شود که به همین خاطر نگاه های متفاوتی را در اسارت پشت سر می گذارد.

در مقطعی از اسارات با مرحوم حجت الاسلام والمسلمین ابوترابی آشنا می شود. در کنار مرحوم ابوترابی یاد می گیرد که چطور رفتار کرده و برای دوران اسارت برنامه ریزی کند تا بتواند درس بخواند، قرآن حفظ کند و زبان یاد بگیرد. به همین خاطر می تواند کمک های زیادی به خود و سایر اسرا داشته باشد و در دوران اسارت حافظ کل قرآن می شود.

این کتاب با ۱۰۷ صفحه، شمارگان ۱۱۰۰ نسخه و قیمت ۵۵۰۰۰ ریال توسط انتشارات روایت فتح منتشر شده است.

  • خادم الشهدا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی