کوچه شهید

نشریه الکترونیکی ادبیات و هنر مقاومت شهرستان بهبهان

کوچه شهید

نشریه الکترونیکی ادبیات و هنر مقاومت شهرستان بهبهان

کــوچـــه شــهــیـــد
koocheyeshahid.ir

نشریـه الکترونیـکی
ادبیـات و هنـر مقـاومت شهـرستـان بـهبـهـان

گـروه فـرهنگـی سردار شهیـد مجیـد بقایــی
شماره تماس: 2215 673 0916

کـانـال کـوچـه شهیـد در پیـام رسـان های ایتا و تلگرام:
eitaa.com/koocheyeshahid
t.me/koocheyeshahid

کـانـال کـوچـه شهیـد در آپــارات:
https://www.aparat.com/koocheyeshahid

وصیت‌نامه شهید ابراهیم آب‌روشن + عکس

سه شنبه, ۲ مهر ۱۳۹۸، ۱۲:۱۴ ب.ظ

شهید ابراهیم آب‌روشن فرزند شکراله، یازدهم تیر 1346 در شهرستان بهبهان به دنیا آمد. دانش‌آموز اول متوسطه بود. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. بیستم اردیبهشت 1361 در عملیات بیت‌المقدس، در خرمشهر بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است. برادرش منوچهر نیز در عملیات کربلای پنج به شهادت رسیده است.

برای دریافت نسخه چاپی وصیت نامه شهید اینجا را کلیک کنید

 

وصیت‌نامه شهید ابراهیم آب‌روشن

با سلام و درود فراوان به رهبر کبیر انقلاب و امت شهید پرور ایران و خانواده عزیز شهدا و خانواده عزیزم وصیت‌نامه خود را شروع می‌کنم: 

بسم الله الرحمن الرحیم

 الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین وَ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ عَلَى سَیِّدِنَا وَ نَبِیِّنَا وَ حَبِیبُ قُلُوبِنَا أبوألقاسِمِ مُحَمَّدٍ وَ عَلی آلِهِ الطَیِّبینَ الطَّاهِرِین ألمَعصومین وَ لَعنةُ اللهِ عَلَی أعدائِهِم أجمَعینِ مِنَ الان إلی قیامِ یَومِ الدّین

وقتی که دیدم دیگر برادرانم در جبهه‌ها مظلومانه شهید می‌شوند و خود را در سن بلوغ دیدم به خود اجازه ندادم که در برابر ظلم و ستم صدامیان که به خاک و میهن عزیز اسلامی‌مان تجاوز کرده‌اند ساکت بنشینم و به فریاد "هل من ناصرا حسینی" ندای مثبت ندهم و من از خداوند تبارک‌و‌تعالی خیلی سپاسگزارم که مرا در این برهه از زمان که نائب برحق مهدی جامعۀ ما را رهبری می‌کند به دنیا آورد، نه بعد و نه قبل از او. در زمان کسی که به کمک نیروی الهی، ایران را از تاریکی به روشنایی و از راه باطل به جاده حق برگرداند.

من از همه دوستان و اقوام خود خواهانم که هیچ وقت امام خمینی را تنها نگذاشته و اگر راه حق را می‌جویند این راه را، در راهی که امام می پیماید، بپیمایید و از تفرقه و گروه‌گرایی خودداری کنید که تاکنون هر چه ضربه به اسلام خورده است از تفرقه و گروه‌گرایی بوده است و توصیه‌ای که من به امت قهرمان به عنوان برادر کوچک می‌کنم {این است} که همیشه با حضور در صحنه مثل گذشته پوزۀ آمریکا و عمالش {را} به خاک بمالند و با حضور در صحنه به آمریکا و دیگر سرسپردگانش بفهمانند که ملت ایران از پای نشستنی نیست و راه خود را به کربلا و از آنجا به بیت المقدس و از آنجا تا سایه افکندن پرچم لا‌اله‌الا‌الله از پای ننشینند و همان طور که امام گفته است آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند.

مبادا کسی در شهادتم بگرید. پدر و مادر عزیزم، من نمی‌توانستم به خود بقبولانم که در مکانی راحت قرار گیرم در صورتی که دیگر برادرانم در جبهه‌ها با دشمن زبون بجنگند.

ای پدر و مادر عزیزم، امیدوارم که برای از دست دادن من هیچ وقت غصه نخورید. ببالید که فرزندی را در راه خدا ابراهیم‌وار به قربان‌گاه شهادت فرستادی.

خواهرانم، زینب‌وار پاکدامنی و حجاب را سرلوحه خود قرار دهید و با اسلحۀ حجاب مشت محکمی بر دهان دشمنان اسلام بزنید و اگر برای شما برادر خوبی نبوده‌ام امیدوارم که مرا ببخشید.

مادرم، می‌دانم که چه شب‌هایی که برای من خوابی نداشتی. مادرم، می‌دانم که ثمرۀ این شبهای بیدار، تو چه آرزوهایی داشته‌اید و می‌دانم آن آرزوها چیست ولی آرزوی من مانند امام حسین در خون غلطیدن است ولی این را بدان که خون من و خون دیگر شهیدان روزی حلقوم صدام و صدامیان را خواهد گرفت و آن‌ها را به زباله‌دان تاریخ می‌اندازد پس بنابراین نباید در شهادت من گریه کنی؛ زیرا من نمرده‌ام، بلکه شهید زنده است و در پیش خداوند روزی می‌گیرند.

مادرم: من دلم می‌خواهد که در شهادتم گریه نکنی بلکه صبر و استقامت پیشه کنی و اگر وقتی نتوانستی جلوی گریه خود را بگیری گریۀ ضعف نکنی و برای شهیدان کربلا گریه کنی و زینب زمان شوی.

از برادرانم می‌خواهم که به درس خواندن ادامه دهند؛ زیرا فردای انقلاب برای از بین بردن این همه ویرانی‌ها احتیاج به نیروی انسانی زیادی دارد و شماها با رهنمودهای امام خمینی در راه اسلام پیش می‌روید که خداوند با شماست و با حضور در ارگان‌های انقلابی و شرکت در مساجد و راهپیمایی‌هایی تاریخی، مشت محکمی بر دهن آمریکا بزنید.

از عمو و زن عموهایم و پسر عموهایم خواستارم که هیچ وقت از راهی که امام خمینی می‌پیماید منحرف نشوند. از همه اقوام و همسایگانم طلب بخشش می‌کنم.

وسایل شخصی به جز چند کتاب و مقدار ۳۵۰ تومان پول که در بانک دارم، چیز دیگری ندارم که کتاب‌ها را به فتح‌الله، سیف‌الله، محمود، منوچهر، بهروز و خواهرانم هدیه می‌کنم تا با خواندن آن‌ها راهم را ادامه دهند و مقدار پولی را هم که دارم اگر کسی پولی از من می‌خواهد باید بیاید و آن را از پدرم بگیرد.

مقدار نزدیک به ۱۵۰ تومان دکان از من می‌خواهد که آن را بدهید. اگر پولی اضافه کرد یک دست لباس برای برادر عزیزم محمدرضا و پسرخواهر عزیزم مجتبی و امیرعباس پسر علی‌آقا بخرند.

در خاتمه اگر کسی از من بدی دیده است امیدوارم که مرا ببخشد.

والسلام علیکم و رحمه‌الله و برکاته

شهیدان زنده‌اند الله ‌اکبر  *** به خون آغشته‌اند الله اکبر

ابراهیم آب‌روشن ۱ اردیبهشت ۱۳۶۱

ایستاده از چپ نفر اول شهید ابراهیم آب روشن

ردیف وسط، نفر اول نشسته از چپ شهید ابراهیم آب روشن

پیکر مطهر بسیجی شهید ابراهیم آب روشن 

گلزار شهدای بهبهان- قطعه اول- مزار شهید ابراهیم آب روشن

  • خادم الشهدا

نظرات  (۱)

روحش شاد🖤🖤🖤

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی