کوچه شهید

نشریه الکترونیکی ادبیات و هنر مقاومت شهرستان بهبهان

کوچه شهید

نشریه الکترونیکی ادبیات و هنر مقاومت شهرستان بهبهان

نشریـه الکترونیـکی
ادبیـات و هنـر مقـاومت شهـرستـان بـهبـهـان

گـروه فـرهنگـی سردار شهیـد مجیـد بقایــی
شماره تماس: 2215 673 0916

کـوچـه شهیـد در پیـام رسـان ایتا و اینستاگرام:
https://eitaa.com/koocheyeshahid
http://Instagram.com/koocheyeshahid.ir

کـانـال کـوچـه شهیـد در آپــارات:
https://www.aparat.com/koocheyeshahid

شهید مجید بقایی متولد ۱۳۳۷ در بهبهان، سال ۱۳۵۸ وارد جهاد شد و در آستانه جنگ، به سپاه پیوست. وی مدتی نماینده سپاه در اتاق جنگ لشکر ۹۲ زرهی ارتش بود. پس ‌از آن، فرمانده سپاه شوش شد.

در عملیات فتح‌المبین، فرماندهی قرارگاه فجر را بر عهده داشت. سپس جانشین حسن باقری در قرارگاه کربلا و پس از عملیات محرم، فرمانده قرارگاه کربلا شد. بقایی نهم بهمن ۱۳۶۱، همراه شهید حسن باقری، حین عملیات شناسایی در منطقه فکه به شهادت رسید.

ایستاده از چپ نفر اول شهید مجید بقایی و نشسته از چپ نفر دوم حاج محمدصادق آهنگران 

با مجید بقایی در سپاه اهواز آشنا شدم. مجید اهل بهبهان بود و در رشته فیزیوتراپی دانشگاه اهواز درس ‌خوانده بود. مجید از سال ۱۳۵۴، مبارزات دانشجویی را در دانشگاه اهواز رهبری می‌کرد. در سال‌های پایانی سلطنت رژیم پهلوی، عضو گروه منصورون شد و کنار آقای محسن رضایی بود.

به دلیل نگاه دلسوزانه و شوقی که برای خدمت در مناطق محروم داشت، وارد جهاد سازندگی بهبهان شد. بعدها با دعوت آقا محسن به سپاه آمد و در بخش تحقیق و بازرسی سپاه پاسداران خوزستان مشغول به کار شد. البته او تا اوایل جنگ تحمیلی، تقریباً با همه ارگان‌های انقلابی در ارتباط بود و با راهکارها و ابتکارهای جالب ‌توجهش، به همه تحرک و نشاط می‌داد.

او در طراحی، نقاشی و خطاطی تبحر داشت و با توجه به ذوق و علاقه‌ای که به کارهای تبلیغاتی داشت، پوستر، نوار سخنرانی، فیلم و ویدئو تهیه می‌کرد. یک‌بار نمایشگاهی از اسناد ساواک در شهر بهبهان برپا کرد.

مجید طراح و خطاط خیلی خوبی بود. احادیث ائمه اطهار (ع) را می‌نوشت و روی دیوارهای شهر نصب می‌کرد. زمانی که به سپاه آمد، ابتدا به واحد روابط عمومی (تبلیغات و انتشارات) سپاه امیدیه رفت. بعد که دفتر هماهنگی و تحقیق و بازرسی در سپاه خوزستان شکل گرفت، به اهواز رفت و آنجا مشغول به کار شد.

مجید در اوایل جنگ، نماینده سپاه در اتاق جنگ بود. او تلاش می‌کرد بین ارتش و سپاه هماهنگی ایجاد کند. این کار انصافاً باوجود شخصیت خودمحوری مثل بنی‌صدر، خیلی سخت بود.

ایستاده از راست نفر دوم شهید مجید بقایی و نشسته از راست نفر دوم حاج محمدصادق آهنگران

بقایی بعدها به شوش رفت و مسئولیت سپاه شوش را بر عهده گرفت. در آن مقطع، به اسماعیل دقایقی هم در سازمان‌دهی سازمان رزم سپاه کمک می‌کرد. مجید خیلی مخلص و مؤمن بود. اطرافیانش نمی‌دانستند که او در جبهه چه می‌کند. به خانواده‌اش گفته بود «در اهواز می‌گردیم.» چند بار هم زخمی شد، اما خانواده‌اش خبردار نشدند.

اینکه به‌عنوان یک رزمنده عادی در عملیات حضور پیدا می‌کرد، از اخلاص و بی‌ریایی او بود. در عملیات طریق‌القدس حتی تا آستانه اسارت هم پیش رفت. چند روز کسی از او خبر نداشت.  و با زرنگی از دام دشمن فرار کرده بود. نیروهای خودی او را تشنه و گرسنه در نخلستان‌های شمال بستان پیدا کردند.

داستانش را برای من تعریف کرد. می‌گفت به دلیل این‌که محورهای چپ و راست ما نتوانسته بودند پیشروی کنند و ما در عمق منطقه عراق جلو رفته بودیم، نزدیک امام‌زاده زین‌العابدین، در محاصره دشمن قرار گرفتیم. از هر طرف که نگاه می‌کردیم، تانک‌های عراقی را می‌دیدیم که به سمت ما می‌آمدند.

می‌گفت: حدود ۶۰ نفر بودیم. در یک کانال پناه گرفتیم. عراقی‌ها هر لحظه نزدیک‌تر می‌شدند. صدایشان را می‌شنیدیم که از ما می‌خواستند تسلیم شویم. ولی ما با رشادتِ محمدحسین آلوگردی از محاصره فرار کردیم و به هر مکافاتی که بود، خودمان را به سوسنگرد رساندیم. البته عده‌ای از بچه‌ها، شهید یا زخمی شدند.

ایستاده از چپ نفر اول شهید مجید بقایی و نشسته از چپ نفر سوم حاج محمدصادق آهنگران

بقایی علاقه عجیبی به نیروهای بسیجی داشت. هر جا مشکلی پیش می‌آمد از آن‌ها دفاع می‌کرد. می‌گفت «یکی از رمزهای موفقیت ما، قدردانی از نیروهای مردمی است.»

بقایی در عملیات فتح‌المبین به‌عنوان فرمانده قرارگاه در طرح‌ریزی و هدایت یگان‌های عمل‌کننده برای آزادسازی ارتفاعات ابو صلیبی خات، نقش مؤثر و مهمی داشت. با تلاش او و درایت حسن باقری، فرمانده قرارگاه نصر، موفقیت عملیات در محور آن‌ها تضمین ‌شده بود.

در طراحی عملیات بیت‌المقدس هم در کنار حسن باقری بود و با برنامه‌ریزی دقیق و هماهنگ، نیروهای تحت امرش را با همکاری هوانیروز، از شمال فکه به جنوب انتقال داد. در آزادی خرمشهر هم نقش داشت.

بقایی بعد از عملیات رمضان، معاون حسن باقری در قرارگاه کربلا شد. او بعد از عملیات محرم که حسن باقری جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه شد، فرماندهی قرارگاه کربلا را بر عهده گرفت. به گفته آقای غلامپور، بقایی اولین کسی بود که در بین جوانان خوزستان در جایگاه فرمانده قرارگاه قرار گرفت.

انیس با کتاب

جنگ برایش اولویت داشت و فرصتی پیدا نمی‌کرد که به تشکیل خانواده فکر کند. به همین دلیل هم خیلی از حقوق عقب‌افتاده‌اش را از سپاه نگرفته بود. با بیشتر حقوقش کتاب خریده بود.

شهادت

چون در کنار حسن باقری به شهادت رسیده بود، خبرش خیلی زود بین فرماندهان پخش شد. من در فراق او خیلی گریه کردم. بعدها از دوستان مشترکمان شنیدم که مجید در ساعات آخر حیاتش، سوره فجر را حفظ می‌کرد.

یک دفترچه داشت که اسم ۳۹ نفر از دوستان شهیدش را در آن یادداشت کرده بود و در تنهایی، در فراق آن‌ها گریه می‌کرد. خودش چهلمین نفر آن فهرست شد.

در سوگ شهادت او نوحه‌ای خواندم که بخشی از ابیات آن این بود:

فرمانده قوای اول کربلایم          گشته شهید قرآن مجید باوفایم 

منبع:

بهداروند، محمدمهدی، تاریخ شفاهی دفاع مقدس؛ بانوای کاروان؛ روایت محمدصادق آهنگران، تهران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی؛ مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، چاپ اول، ۱۳۹۹، صفحات ۲۴۶، ۲۴۷، ۲۴۸، ۲۴۹

  • خادم الشهدا

نظرات  (۱)

  • حامد عبدالهی
  • با سلام

    از اطلاعات سایتتون در سایت خودم استفاده کردم .

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی