کوچه شهید

نشریه الکترونیکی ادبیات و هنر مقاومت شهرستان بهبهان

کوچه شهید

نشریه الکترونیکی ادبیات و هنر مقاومت شهرستان بهبهان

کوچه شهید

کــوچـــه شــهــیـــد
koocheyeshahid.ir
نشریـه الکترونیـکی
ادبیـات و هنـر مقـاومت شهـرستـان بـهبـهـان
گروه فرهنگی سردار شهید دکتر مجید بقایی
شماره تماس: 2215 673 0916
کانـال کـوچـه شهیـد در تلگـرام:
https://telegram.me/koocheyeshahid

۱ مطلب در فروردين ۱۳۹۴ ثبت شده است

۰۲
فروردين
۹۴

شهید احمد راهنورد

 تولد: 20 مهر 1337 بهبهان

 شهادت: 2 فروردین 1361 شوش. عملیات فتح المبین

آخرین مسئولیت: جانشین فرمانده گروهان والعادیات

روایت اول:

احمد هم محله ای مان بود. من از همان دوران بچه گی می شناختمش. هم خودش را می شناختم و هم خانواده اش را. پدرش انسان زحمت کش و سخت کوش و بسیار محترمی بود. هفته ای یک بار یک روحانی را به خانه می آورد و مجلس روضه برپا می کرد. مردم خیلی او را قبول داشتند و به دید یک انسانِ خیلی آقا بهش نگاه می کردند. مادرش هم از آن زن های عفیفه و مؤمنه و بسیار فاضله بود. کم حرف و تو دار و صبور. خانم های محل همیشه حرف از متانت و بزرگی و وقار او می زدند. همیشه جایش تو مسجد بود و مأنوس با قرآن و دعا و نماز. خیلی هم حساس بود روی تربیت بچه هایش. روی نماز و روزه شان، روی ادب داشتن شان در برابر این و آن، روی سر به زیر بودن و چشم پاکی شان، روی کمک کردن شان به همسایه ها و دیگران، و مهم تر از همه روی دوری کردن شان از گناهانی که آن روزها داشت باب می شد و خیلی از جوان ها را در خود غرق می کرد. برای همین همه اهل محل به داشتن پسری همچون احمد که از دامان چنین خانواده ای رشد کرده بود غبطه می خوردند. به پسری که انگار ادب و حیا را با پوست خورده بود. به پسر نوجوانی که مایه افتخار پدر و مادرش بود و گل سر سبدِ همه بچه های کوچه و محله. برای همین همسایه ها و اهالی محل و این و آن، دست بچه شان را می گرفتند و می بردند پیش احمد و بهش می گفتند: احمد آقا. این شما و این هم بچه ی ما. هر جور دلت می خواهد او را تربیت کن و افکارش را شکل بده. ما از چشمان مان هم بیشتر به تو اطمینان داریم. احمد هم در تربیت بچه ها کم نمی گذاشت. یک آقا و دسته گل تحویل خانواده هاشان می داد.

 (حمید حکیم الهی، دوست شهید)

 ____________________________

  • خادم الشهدا