کوچه شهید

نشریه الکترونیکی ادبیات و هنر مقاومت شهرستان بهبهان

کوچه شهید

نشریه الکترونیکی ادبیات و هنر مقاومت شهرستان بهبهان

کوچه شهید

کــوچـــه شــهــیـــد
koocheyeshahid.ir
نشریـه الکترونیـکی
ادبیـات و هنـر مقـاومت شهـرستـان بـهبـهـان
گروه فرهنگی سردار شهید دکتر مجید بقایی
شماره تماس: 2215 673 0916
کانـال کـوچـه شهیـد در تلگـرام:
https://telegram.me/koocheyeshahid

۳۰
اسفند
۹۵


کتاب «سایت خیبر»؛ نگاهی به عملکرد رزمندگان تیپ 15 آبی خاکی امام حسن مجتبی(ع) در دفاع مقدس، از سوی انتشارات آوین نگار منتشر شد.

تدوین این اثر توسط رزمنده و جانباز دفاع مقدس «نجف زراعت پیشه» صورت گرفته و از سوی انتشارات آوین نگار، در 352 صفحه، با قیمت 25 هزار تومان منتشر شده است.

 

عناوین فصل های این کتاب عبارتند از:

1) روند سازماندهی نیروهای مردمی در جنگ

2) روند تأسیس تیپ 15 امام حسن مجتبی(ع)

3) کارکرد عملیاتی تیپ 15 امام حسن مجتبی(ع)

4) تغییر و تحول در تیپ 15 امام حسن مجتبی(ع)

 

سایت خیبر نام پادگانی است واقع در کیلومتر 10 جاده اهواز – حمیدیه، متعلق به پدافند هوایی نیروی هوایی ارتش که در 22 بهمن 1362 در اختیار ارکان تیپ 15 امام حسن مجتبی(ع) قرار گرفت.

 

علاقمندان به تهیه کتاب «سایت خیبر» می توانند با مراجعه به مرکز زیر این کتاب را با تخفیف تهیه نمایند:

فروشگاه محصولات فرهنگی امامزاده ابراهیم(ع)

بهبهان، خیابان شهیدان نیک پور، حیاط امامزاده ابراهیم(ع)، شماره تماس: 09166711395

  • خادم الشهدا
۰۶
اسفند
۹۵

حبیب الله شمایلی، به سال 1333 در بهبهان به دنیا آمد. سال 1357 که انقلاب امام روح الله پیروز شد، حبیب الله، کارمند 24 ساله ی  بانک مرکزی بود. حبیب در این سن و سال، همه ی آن چیزهایی را که یک جوان آرزو می کرد داشت اما رها کرد و رفت داخل کمیته های انقلاب اسلامی. تازه مراسم عقدش تمام شده بود که جنگ شروع شد. حبیب شش ماه کنار نیروهای ارتش با متجاوزان جنگید و بعد به صف بچه های سپاه ملحق شد.

  • خادم الشهدا
۲۲
بهمن
۹۵

برای مشاهده ی عکس با کیفیت مطلوب، ابتدا آن را ذخیره کنید


شهدای عملیات های والفجر مقدماتی و بدر شهرستان بهبهان + تاریخ و محل شهادت

  • خادم الشهدا
۱۶
بهمن
۹۵

دانشجوی شهید سید احمد پورموسویان

تولد: 1 اردیبهشت 1340 بهبهـان

شهادت: 13 بهمن 1365 شلمچه


ماه محرم بود و تازه از مراسم عزاداری برگشته بودم. ساعت 2 شب بود. کم کم آماده می شدم تا بخوابم که یک مرنبه سردرد شدیدی گرفتم. قرص سردرد خوردم؛ اما فایده ای نداشت. نمی توانستم درد را تحمل کنم. پسرم سید حمید را صدا زدم و همراه با او به بیمارستان رفتیم. آنجا یک آمپول مُسکن به من تزریق کردند. موقعی که به خانه برگشتیم چشمانم جایی را نمی دید. پسرم گفت: مادر سیاهی چشمانت محو شده و چشمت کاملاً سفید شده است.

اهالی خانه با دیدن وضعیت من خیلی نگران شدند. قضیه را با یکی از بستگان مان که دکتر بود در میان گذاشتند. او گفت باید سریع به اهواز اعزام شود. مرا با آمبولانس به اهواز منتقل کردند و در آنجا به منزل یکی از آشنایان رفتیم. او نیز با چند دکتر هماهنگ کرد که بیایند و مرا از نزدیک ببینند. دکترها پس از معاینه من گفتند: لخته خونی در مغزتان دیده می شود که همین علت نابینایی شما شده است.

  • خادم الشهدا
۱۱
بهمن
۹۵

برای مشاهده ی عکس با کیفیت مطلوب، ابتدا آن را ذخیره کنید

شهدای انقلاب اسلامی شهرستان بهبهان

  • خادم الشهدا
۰۵
بهمن
۹۵

کتاب «بر بلندای حلبچه» در نه فصل به شرح زندگی، سیره، خصوصیات بارز اخلاقی و خاطرات سردار شهید حاج خیراله صفری زاده مسئول حفاطت اطلاعات قرارگاه کربلا در دوران دفاع مقدس می پردازد.

تدوین این اثر توسط نویسنده و پژوهشگر ایلامی، مهدی عبداله زاده صورت گرفته و از سوی انتشارات صریر، به سفارش اداره کل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس خوزستان در 186 صفحه، با قیمت 12 هزار تومان منتشر و در 20 بهمن ماه؛ روز حفاظت اطلاعات و سالروز عملیات غرور آفرین والفجر هشت در مجتمع فجر سپاه در اهواز، رونمایی خواهد شد.

سردار شهید حاج خیراله صفری زاده مسئول حفاطت اطلاعات قرارگاه کربلا و از شهدای والامقام شهرستان بهبهان، در تاریخ 26 اسفند 1366 در حلبچه بر اثر اصابت گلوله مستقیم دشمن به پیشانی مبارکش بشهادت رسید و مزار مطهرش در گلزار شهدای بهبهان واقع است.

  • خادم الشهدا
۲۶
دی
۹۵

رونمایی از کتاب توسط امام جمعه محترم شهرستان بهبهان و مادر شهیدان عزیزی سوق (از شهدای شیمیایی گردان فجر)

بمناسبت سالگرد شهادت شهدای شیمیایی گردان فجر شهرستان بهبهان در عملیات کربلای پنج، در مراسمی با حضور امام جمعه، مسئولان محلی، خانواده های معظم شاهد و ایثارگر در گلزار شهدای این شهرستان، از کتاب «پرواز در فجر» تالیف نجف زراعت پیشه از رزمندگان و جانبازان معزز دفاع مقدس رونمایی شد.

  • خادم الشهدا
۲۴
دی
۹۵

سردار شهید علی مومن طیبی مسئول طرح و عملیات تیپ سوم شعبان


سردار شهید علی مومن طیبی در خانواده ای مذهبی و متدین در 14 آبان 1337 متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در روستای محل سکونتش، کردستان سفلی از توابع شهرستان بهبهان گذراند و دوران راهنمایی را در روستای دودانگه به پایان رساند.

قبل از پیروزی انقلاب به نوشتن شعار های انقلابی و پخش اعلامیه های حضرت امام (ره) پرداخته و با شرکت مداوم در تظاهرات و راهپیمایی های مردمی انزجار خود را از رژیم پهلوی اعلام می کرد.

در سال1357 همزمان با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی موفق به اخذ دیپلم ادبیات از دبیرستان دکتر علی شریعتی بهبهان شد و در کنار درس خواندن، برای تأمین هزینه های خانواده کار می کرد و اوقات فراغت خود را با کار کردن و درس خواندن سپری می نمود.

پس از اخذ دیپلم، از آنجائیکه وجودش را برای سپاه لازم می دید، وارد این نهاد مقدس شد و به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد.

 با شروع جنگ تحمیلی بعد از گذراندن یک دوره ویژه، عازم جبهه های جنگ می شود. با گذشت  مدت زمانی از حضورش در جبهه های جنگ برای آموزش و دوره تخصصی پدافند هوایی که آن زمان نیاز شدیدی به آن احساس می شد عازم تهران شد و دوره فوق را با موفقیت به اتمام رساند.

  • خادم الشهدا
۲۳
دی
۹۵

کتاب «پرواز در فجر» روایتی مستند از بمباران شیمیایی گردان فجر بهبهان در جاده شهید صفوی، در عملیات کربلای پنج از سوی انتشارات نیلوفران منتشر شد.

تدوین این اثر توسط رزمنده و جانباز دفاع مقدس «نجف زراعت پیشه» صورت گرفته و از سوی انتشارات نیلوفران، به سفارش کنگره سرداران و 23 هزار شهید استان خوزستان در 232 صفحه، با قیمت 17 هزار تومان منتشر و در ایام «سالگرد شهادت شهدای شیمیایی گردان فجر بهبهان» در مراسمی که به همین مناسبت در 23 و 24 دی ماه 95 در گلزار شهدای شهرستان بهبهان و جاده شهید صفوی (یادمان شهدای شیمیایی گردان فجر) در خرمشهر برگزار می‌شود، رونمایی خواهد شد.

عناوین فصل های این کتاب عبارتند از:

1) مفهوم شناسی شیمیایی

2) عملیات کربلای پنج در سال سرنوشت

3) گردان فجر و نقاهتگاه سیدالشهدا

4) خاطرات و روایات فرماندهان و شاهدان عینی

  • خادم الشهدا
۱۳
دی
۹۵

پـاسـدار شهیـد ابوالقـاسـم دهـدارپـور

فرمانده گروهان علی اکبر (گردان فجر)

تولد: 25 آذر 1343 بهبهان

شهادت: 26 دی 1365 بیمارستان نجیمه تهران

 

یک هفته قبل از شهادتش بود که برای مرخصی به بهبهان آمد. صبح زود بود که به خانه رسید و از من خواست تا بروم دنبال نامزدش و او را به خانه بیاورم. گفتم : داداش، این اول صبحی خوبیت نداره برم در خونشون. راضی نمی شد. با اصرار او دنبال نامزدش رفتم و او را به خانه آوردم.

با هم دیگه رفتن توی اتاق. دقایقی نگذشته بود که خانمش از اتاق بیرون زد. ناراحت بود. گفتم: چی شده؟ چرا ناراحتی؟ گفت: می دونی ابوالقاسم بهم چی میگه؟! میگه این آخرین باریه که منو می بینی، این بار که به جبهه برم شهید می شم. اگه می خوای عقدمون رو بهم بزنیم تا تو آزاد باشی، اگر هم قصد جدا شدن از منو نداری و می خوای پام بمونی می شی عروس بهشتی ام. به هر حال تصمیم با خودته. می خوام حقی گردنم نباشه. من می رم جبهه و چهل روز دیگه بر می گردم.

ابوالقاسم رفت جبهه و در 19 دیماه 1365 در عملیـات کربلای پنج توی جاده ی شهید صــفوی شیمیایی شد. او را برای درمان به تهران اعزام کردند و چند روز بعد، در 26 دیماه در بیمارستان نجیمه تهران بر اثر جراحات ناشی از مواد شیمیایی به شهادت رسید. از رفتنش به جبهه چهل روز می گذشت و درست روز چهلم بود که پیکر مطهرش به شهر آمد و روی دستان مردم تشییع و به خاک سپرده شد.

خانمش هم که حاضر به جدایی از او نشده بود، ماند؛ به امید اینکه بشود عـروس بهشـتی ابوالقاسم. دو سال بعد از شهـادت ابوالقاسم بود که او نیز دار فانی را وداع گفت و به شوهر شهیدش پیوست.

درست یک هفته قبل از مرگش، خواب ابوالقاسم را دیده بود که با یک چادر رنگی آمده بود دنبالش و به او گفته بود: «این چادر را سرت کن که می خواهم تو را ببرم پیش خودم.» خواهر شهید ابوالقاسم دهدارپور

  • خادم الشهدا