کوچه شهید

نشریه الکترونیکی ادبیات و هنر مقاومت شهرستان بهبهان

کوچه شهید

نشریه الکترونیکی ادبیات و هنر مقاومت شهرستان بهبهان

کوچه شهید

کــوچـــه شــهــیـــد
koocheyeshahid.ir
نشریـه الکترونیـکی
ادبیـات و هنـر مقـاومت شهـرستـان بـهبـهـان
گروه فرهنگی سردار شهید دکتر مجید بقایی
شماره تماس: 2215 673 0916
کانـال کـوچـه شهیـد در تلگـرام:
https://telegram.me/koocheyeshahid

۲۶
دی
۹۵

رونمایی از کتاب توسط امام جمعه محترم شهرستان بهبهان و مادر شهیدان عزیزی سوق (از شهدای شیمیایی گردان فجر)

بمناسبت سالگرد شهادت شهدای شیمیایی گردان فجر شهرستان بهبهان در عملیات کربلای پنج، در مراسمی با حضور امام جمعه، مسئولان محلی، خانواده های معظم شاهد و ایثارگر در گلزار شهدای این شهرستان، از کتاب «پرواز در فجر» تالیف نجف زراعت پیشه از رزمندگان و جانبازان معزز دفاع مقدس رونمایی شد.

  • خادم الشهدا
۲۴
دی
۹۵

سردار شهید علی مومن طیبی مسئول طرح و عملیات تیپ سوم شعبان


سردار شهید علی مومن طیبی در خانواده ای مذهبی و متدین در 14 آبان 1337 متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در روستای محل سکونتش، کردستان سفلی از توابع شهرستان بهبهان گذراند و دوران راهنمایی را در روستای دودانگه به پایان رساند.

قبل از پیروزی انقلاب به نوشتن شعار های انقلابی و پخش اعلامیه های حضرت امام (ره) پرداخته و با شرکت مداوم در تظاهرات و راهپیمایی های مردمی انزجار خود را از رژیم پهلوی اعلام می کرد.

در سال1357 همزمان با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی موفق به اخذ دیپلم ادبیات از دبیرستان دکتر علی شریعتی بهبهان شد و در کنار درس خواندن، برای تأمین هزینه های خانواده کار می کرد و اوقات فراغت خود را با کار کردن و درس خواندن سپری می نمود.

پس از اخذ دیپلم، از آنجائیکه وجودش را برای سپاه لازم می دید، وارد این نهاد مقدس شد و به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد.

 با شروع جنگ تحمیلی بعد از گذراندن یک دوره ویژه، عازم جبهه های جنگ می شود. با گذشت  مدت زمانی از حضورش در جبهه های جنگ برای آموزش و دوره تخصصی پدافند هوایی که آن زمان نیاز شدیدی به آن احساس می شد عازم تهران شد و دوره فوق را با موفقیت به اتمام رساند.

  • خادم الشهدا
۲۳
دی
۹۵

کتاب «پرواز در فجر» روایتی مستند از بمباران شیمیایی گردان فجر بهبهان در جاده شهید صفوی، در عملیات کربلای پنج از سوی انتشارات نیلوفران منتشر شد.

تدوین این اثر توسط رزمنده و جانباز دفاع مقدس «نجف زراعت پیشه» صورت گرفته و از سوی انتشارات نیلوفران، به سفارش کنگره سرداران و 23 هزار شهید استان خوزستان در 232 صفحه، با قیمت 17 هزار تومان منتشر و در ایام «سالگرد شهادت شهدای شیمیایی گردان فجر بهبهان» در مراسمی که به همین مناسبت در 23 و 24 دی ماه 95 در گلزار شهدای شهرستان بهبهان و جاده شهید صفوی (یادمان شهدای شیمیایی گردان فجر) در خرمشهر برگزار می‌شود، رونمایی خواهد شد.

عناوین فصل های این کتاب عبارتند از:

1) مفهوم شناسی شیمیایی

2) عملیات کربلای پنج در سال سرنوشت

3) گردان فجر و نقاهتگاه سیدالشهدا

4) خاطرات و روایات فرماندهان و شاهدان عینی

  • خادم الشهدا
۱۳
دی
۹۵

پـاسـدار شهیـد ابوالقـاسـم دهـدارپـور

فرمانده گروهان علی اکبر (گردان فجر)

تولد: 25 آذر 1343 بهبهان

شهادت: 26 دی 1365 بیمارستان نجیمه تهران

 

یک هفته قبل از شهادتش بود که برای مرخصی به بهبهان آمد. صبح زود بود که به خانه رسید و از من خواست تا بروم دنبال نامزدش و او را به خانه بیاورم. گفتم : داداش، این اول صبحی خوبیت نداره برم در خونشون. راضی نمی شد. با اصرار او دنبال نامزدش رفتم و او را به خانه آوردم.

با هم دیگه رفتن توی اتاق. دقایقی نگذشته بود که خانمش از اتاق بیرون زد. ناراحت بود. گفتم: چی شده؟ چرا ناراحتی؟ گفت: می دونی ابوالقاسم بهم چی میگه؟! میگه این آخرین باریه که منو می بینی، این بار که به جبهه برم شهید می شم. اگه می خوای عقدمون رو بهم بزنیم تا تو آزاد باشی، اگر هم قصد جدا شدن از منو نداری و می خوای پام بمونی می شی عروس بهشتی ام. به هر حال تصمیم با خودته. می خوام حقی گردنم نباشه. من می رم جبهه و چهل روز دیگه بر می گردم.

ابوالقاسم رفت جبهه و در 19 دیماه 1365 در عملیـات کربلای پنج توی جاده ی شهید صــفوی شیمیایی شد. او را برای درمان به تهران اعزام کردند و چند روز بعد، در 26 دیماه در بیمارستان نجیمه تهران بر اثر جراحات ناشی از مواد شیمیایی به شهادت رسید. از رفتنش به جبهه چهل روز می گذشت و درست روز چهلم بود که پیکر مطهرش به شهر آمد و روی دستان مردم تشییع و به خاک سپرده شد.

خانمش هم که حاضر به جدایی از او نشده بود، ماند؛ به امید اینکه بشود عـروس بهشـتی ابوالقاسم. دو سال بعد از شهـادت ابوالقاسم بود که او نیز دار فانی را وداع گفت و به شوهر شهیدش پیوست.

درست یک هفته قبل از مرگش، خواب ابوالقاسم را دیده بود که با یک چادر رنگی آمده بود دنبالش و به او گفته بود: «این چادر را سرت کن که می خواهم تو را ببرم پیش خودم.» خواهر شهید ابوالقاسم دهدارپور

  • خادم الشهدا
۱۵
آذر
۹۵
پاسدار شهید احسان فتحی چم خانی
اولیـن شهیـد مدافـع حـرم شهرستـان بهبهان
تاریخ شهادت: 16 آذرماه 1394 حلب (سوریه)


روزی با هم به نماز جمعه رفتیم. هنگامی که نماز جمعه تمام شد من رفتم کنار ضریح امامزاده حیدر، گوشه ای ایستادم. نمازگزاران داشتند از مصلی خارج می شدند. پس از دقایقی، احسان هم آمد کنار ضریح امامزاده. فکر نمی کرد که من آنجا ایستاده باشم. دور ضریح می چرخید و آن را می بوسید. زیارت می کرد و با خدا راز و نیاز. می گفت: «خدایا کاری کن خواهرم راضی شود تا من بتوانم به سوریه بروم.» من هم داشتم صدایش را می شنیدم. نشستم گوشه ای و شروع کردم به گریه کردن. او دوست داشت، به سوریه برود و من هم هیچ راهی جز قبول کردن نداشتم. یک اسکناس پنج هزار تومانی از جیبش در آورد و آن را درون ضریح انداخت. ضریح را بوسید و از حرم خارج شد. من زودتر از او از حرم خارج شدم و بیرون در گوشه ای منتظرش ماندم تا بیاید. موقعی که آمد، گفتم: برادر چرا دیر کردی؟ گفت: مگه خسته شدی؟ گفتم: نه، اما منم کار و زندگی دارم. معذرت خواهی کرد و گفت: ببخشید. حالا می خوای کجا بری؟ می خوای بری خانه ‏تان؟ گفتم: نه، امروز می خواهم تا عصر با تو باشم. می خوام یه جایی ببرمت که یه کم حال و هوایت عوض بشه. گفت: کجا بریم؟ گفتم: بریم پارک. گفت: اسم پارک رو پیش من نیار. فضاش برام سنگینه. خفه ام می کنه. توی شهر چرخی زدیم تا رسیدیم به پارک شاهد که روبروی گلزار شهداست.

  • خادم الشهدا
۰۸
آبان
۹۵


رییس جمهوری در پیامی درگذشت اسوه صبر و ایثار مرحومه حاجیه خانم خدیجه پرویش، والده بزرگوار شهیدان گرانقدر محمدطاهر، محمدکاظم و حسین شریعتی را تسلیت گفت و از درگاه ایزد منان برای آن مرحوم مکرمه، رحمت واسعه الهی، همنشینی با بزرگ بانوی اسلام حضرت فاطمه صدیقه (س) و فرزندان شهیدش و برای عموم بازماندگان صبر و اجر مسألت کرد.



متن پیام حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر حسن روحانی به این شرح است:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

انا لله و انا الیه راجعون

درگذشت اسوه صبر و ایثار مرحومه حاجیه خانم خدیجه پرویش، والده بزرگوار شهیدان گرانقدر محمدکاظم، محمدطاهر و حسین شریعتی موجب تألم خاطر شد.

این مادر فداکار همگام با همسر پارسای خود، مرحوم حاج شیخ عبدالرحیم شریعتی در نشر ارزش‌های متعالی انقلاب اسلامی مجاهدانه کوشید؛ و با ارادت خالصانه به خاندان عصمت و طهارت (ع)، در این مسیر نورانی سه فرزند برومند خود را تقدیم انقلاب کرد که یاد و نامشان در تاریخ پرافتخار ایران اسلامی برای همیشه ماندگار خواهد بود.

از درگاه ایزدمنان برای آن مرحوم مکرمه، رحمت واسعه الهی، همنشینی با بزرگ بانوی اسلام حضرت فاطمه صدیقه (س) و فرزندان شهیدش و برای عموم بازماندگان صبر و اجر مسألت دارم.

حسن روحانی

رییس جمهوری اسلامی ایران

  • خادم الشهدا
۰۷
آبان
۹۵

نماینده ولی فقیه، معاون رییس جمهوری و رییس بنیاد شهید و امور ایثارگران با صدور پیامی درگذشت حاجیه خانم «خدیجه پرویش» مادر بزرگوار شهیدان معظم »محمدکاظم، محمدطاهر و حسین شریعتی» را تسلیت گفت.

http://isaar.ir/images/docs/000184/n00184420-b.jpg

متن پیام حجت الاسلام والمسلمین سید محمدعلی شهیدی به شرح زیر است:

انالله و انا الیه راجعون

خانواده محترم شهیدان گرانقدر شریعتی

سلامٌ علیکم

در مکتب صبر زینب (سلام الله علیها)، مجاهدت به شکیبایی و صلابت در سرافرازی است. ایمان معنوی و مشی متعالی، نشان افتخاری بر سینه جمله مادران معزز شهداست.

درگذشت بانوی ماجده و مؤمنه «حاجیه خانم خدیجه پرویش» مادر بزرگوار شهیدان معظم «محمدکاظم، محمدطاهر و حسین شریعتی» را به شما خانواده محترم تسلیت عرض می نمایم.

از منظر ادب و ارادت بر ساحت ایمان و مقام صبرشان ادای احترام نموده و از درگاه پروردگار متعال علو درجات را برای ایشان مسألت دارم. امید که به فضل الهی در جوار فرزندان شهیدش مشمول مغفرت و قرین رحمت ربوبی گردند.

سید محمد علی شهیدی

  • خادم الشهدا
۳۰
مهر
۹۵

شهید دقایقی بسیار علاقه داشت که مجاهدین عراقی تشکیل خانواده بدهند و امکاناتی را نیز برای این مهم فراهم آوردند. حتی در خواستگاری همراه با آنان می‌رفت و برایشان از ایرانی‌ها یا عراقی‌ها خواستگاری می‌کرد.

سردار شهید اسماعیل دقایقی در میان مجاهدین عراقی، هورالهویزه

در خاطره ای درباره سردار سرلشکر شهید اسماعیل دقایقی فرمانده لشکر 9 بدر آمده است:

اصولاً برخورد با این گونه افراد که با جمهوری اسلامی جنگیده و اسیر شده بودند، نیازمند به تصمیمی شجاعانه و اعتماد به نفس داشت و شهید دقایقی آن را دارا بود. چنانچه نقل شده برای به کارگیری توابین، در ابتدا کمیته‌ای از سوی اطلاعات آمده بودند و تصمیم به تاسیس پادگانی برای آنان در سنقر داشتند. نظر آن کمیته این بود که باید دور تا دور آن پادگان، سیم خاردار نصب شود. شهید دقایقی به شدت با این عمل مخالفت می‌کند و به آنها می‌گوید: «مگر زندان می‌خواهید بسازید. اگر به آنها به عنوان اسیر نگاه می‌کنید، اینجا جای اسرا نیست و اگر به عنوان مجاهد و یک رزمنده حساب می‌کنید، پس دیگر نیازی به سیم خاردار نیست. من نمی‌خواهم اینجا اردوگاه اسرای جنگی شود، بلکه می‌خواهم پادگانی برای مجاهدین راستین تاسیس گردد.»

ایشان مسئولیت کلیه اسرای آزاد شده را قبول کرد و در تحول روحی و فکری آنها بسیار موثر بود که می‌توان آثار آن را در عملیات مشخص نمود. با آنها برخورد اسلامی داشت و همه آنها مورد اعتماد ایشان بودند و همین برخورد والا و انسانی باعث شد که یک تجربه جدید و بی‌سابقه به موفقیت برسد، به طوری که تمامی توابین با یک روحیه و انگیزه بسیار عالی جنگیدند و شهید دادند و پیروزی‌های چشمگیری هم به دست آوردند.

  • خادم الشهدا
۲۹
مهر
۹۵

جانباز دفاع مقدس؛ مرحوم امان اله حیاتی در کنار امام جمعه شهر سردشت زیدون

جانباز چهل درصد دفاع مقدس؛ امان اله حیاتی 8 شهریور 1345 در شهرستان بهبهان به دنیا آمد. پدرش عباس نام داشت. با عضویت پاسدار وظیفه در جبهه حضور یافت.

در 7 دی 1365 در فاو، بر اثر مواد شیمیایی از ناحیه بدن (چشم، پوست و داخلی) و در عملیات کربلای پنج در تاریخ 27 دی 1365 در شلمچه، بر اثر اصابت ترکش از ناحیه سینه و شکستگی ران مجروح گردید.

سال 1370 ازدواج کرد و صاحب 3 فرزند پسر شد. کارمند شبکه بهداشت و درمان شهر سردشت زیدون بود. این جانباز والامقام، 27 مهر 1395 در جاده گچساران-زیدون بر اثر سانحه رانندگی و در سن 50 سالگی دعوت حق را لبیک گفت.

مراسم تشییع و تدفین این جانباز دفاع مقدس عصر روز چهارشنبه 28 مهر 95 برگزار و در شهر سردشت زیدون از توابع شهرستان بهبهان به خاک سپرده شد.

  • خادم الشهدا
۲۳
مهر
۹۵

چیزی به 5 عصر نمانده رمان گونه ای بر اساس داستان شهدای مدرسه راهنمایی شهید حمد الله پیروز شهرستان بهبهان به قلم جلیل امجد توسط نشر شاهد در شمارگان 1100 جلد منتشر شده است.

گذری بر مبارزات قبل از انقلاب در شهرستان بهبهان و مبارزات دانش آموز شهید حمدالله پیروز و رویداهای پس از بمباران مدرسه به صورت رمان گونه در این کتاب پرداخته شده است.

عصر روز چهارشنبه،  چهارم آبان ماه 1362 ، مدرسه ی راهنمایی «شهید حمداله پیروز» ، در شهرستان «بهبهان» مورد اصابت موشک ارتش بعثی عراق قرار گرفت و به خاک و خون کشیده شد. در این فاجعه؛ 69 دانش آموز، 4 معلم و 1 خدمتگزار ( جمعاً 74 نفر ) به شهادت رسیده و بیش از 130 دانش آموز و 11 معلم مجروح شدند.

در بخشی از کتاب می خوانیم: سر خیابان پیروز را بسته اند. صف چند لایه پاسدارهای سبز پوش، مواظب است جماعت، نریزد توی خیابان و با ازدحام شان کار امداد رسانی، لنگ و معطل نشود.
تازه این جا معلومم می شود آن چه توی دود بلند و سیاه  می پرند، دسته کبوترهای نیست. برگ های ریز و درشت دفتر و کتاب بچه هاست...

  • خادم الشهدا