کوچه شهید

نشریه الکترونیکی ادبیات و هنر مقاومت شهرستان بهبهان

کوچه شهید

نشریه الکترونیکی ادبیات و هنر مقاومت شهرستان بهبهان

کوچه شهید

کــوچـــه شــهــیـــد
koocheyeshahid.ir
نشریـه الکترونیـکی
ادبیـات و هنـر مقـاومت شهـرستـان بـهبـهـان
گروه فرهنگی سردار شهید دکتر مجید بقایی
شماره تماس: 2215 673 0916
کانـال کـوچـه شهیـد در تلگـرام:
https://telegram.me/koocheyeshahid

۶ مطلب در خرداد ۱۳۹۵ ثبت شده است

۲۹
خرداد
۹۵

جهادگر و سردار شهید دکتر مصطفی شهیدزاده

تحصیلات: دکترای دندان پزشکی

مسئول کمیته پزشکی جهاد سازندگی استان خوزستان

تاریخ تولد: 2 خرداد 1336 بهبهان. تاریخ شهادت: 28 خرداد 1360 دارخوین

از راست نفر اول شهید مصطفی شهیدزاده

1) مصطفی در انشاءهایش همیشه از محرومیت ها و فقر و فساد اجتماعی سخن می گفت و از این مطلب باکی نداشت که رژیم او را دستگیر کند. اگر چه معلم ها بارها او را از این طور نوشتن بر حذر می داشتند و حتی به او اجازه انشاء خواندن نمی دادند ولی این مانعی نمی شد که او تغییری در روش خود بدهد.

  • خادم الشهدا
۲۶
خرداد
۹۵

نهم رمضان 1357: از خانه‌یِ حبیب الله سریع به سمت محل تظاهرات آمدم. مردم داشتند همگی شعار می دادند و لحظه ای آرام و قرار نداشتند. از چندین ماه قبل، رئیس شهربانی شهر عوض شده بود. چون اعتراض ها و شورش ها در بهبهان خیلی بالا گرفته بود، یک نفری به نام سرهنگ امیری را فرستاده بودند بهبهان که هیچ فرقی با یک حیوان درّنده نداشت. من خودم شاهد بودم که یکبار وقتی یک بچه‌یِ انقلابیِ دستگیر شده را پیشش آوردند، با دندان گوش هایش را گرفت و از زمین بلندش کرد؛ جوری که تکه ای از گوشش کَنده شد! حالا این فرد مأمور سرکوب تظاهرات های بهبهان بود. آن روز یک اتوبوس، گروه ضربت هم اعزام شده بود به بهبهان.

به محلّ تظاهرات که رسیدم، حبیب الله را دیدم. رفتم و از بین جمعیت کشاندمش کناری و گفتم: حبیب الله تو چرا رفتی و منتظرم نموندی؟ گفت: پسر خاله ام که اومد دنبالم و گفت تظاهراته، دیگه هوش و حواسم رفت. سریع اومدم اینجا. رفتیم صفِ اول توی پیاده رو کنار کوچه ای، و مشغول شدیم به شعار دادن و مرگ بر شاه گفتن. مأمورها هم مرتب در بلندگوی دستی می گفتند: متفرق شوید. امروز دستور تیر داریم. بروید! نگاه کردم توی صورت حبیب الله. ذره ای احساس ترس و اضطراب توی صورتش وجود نداشت. لحظاتی بعد جیپی از فلکه‌یِ روبه روی مان به سمت مسجد امام جعفر صادق آمد. فاصله‌یِ ما با مأموران پنجاه شصت متری می شد. درِ جیپ که باز شد، سرهنگ امیری از آن پیاده شد. حالا او درست رو به روی درِ مسجد قرار گرفته بود. به محض پیاده شدن، با حالتی خشمگین کلتش را در آورد و بلندگوی مسجد را نشانه رفت و با تیر به آن زد! تا این بی حرمتی را به مسجد کرد، یکدفعه جمعیت مثل آتشی که بنزین رویش ریخته باشند شدند.

  • خادم الشهدا
۱۵
خرداد
۹۵

 

این عکس قبل از عملیات فتح المبین گرفته شده است. یادم است مجید بقایی وقتی از تهران به شوش برگشت مرا صدا زد و گفت: بیا و عکسهایی که در سفرم گرفتم را ببین، بعد عکسها را یکی یکی به من نشان داد تا اینکه به این عکس رسیدیم. تا این عکس را دیدم با تعجب به مجید نگاه کردم و گفتم: این عکس مال من. مجید گفت: نه بابا، دیگه چی؟ من هم چیزی نگفتم و از اتاق بیرون زدم. هرچه مجید صدایم زد محلش نزاشتم. بعدازظهرش بچه ها می خواستند جلوی سپاه گل کوچیک بازی کنند، گروه گروه شدیم مجید مرا انتخاب کرد. من با مجید حرف نمی زدم. هر توپی مجید به من پاس می داد من یا آن را نمی گرفتم و یا می گذاشتم تا حریف توپ را بگیرد بعد مجید بخاطر جلوگیری از گل زدن آنها به دردسر می افتاد، مجید که متوجه شده بود علت چیست فقط می خندید. بعد از بازی گفت: امیر چرا قهر کردی؟ چیزی نگفتم. مجید دستم را گرفت. من خیلی جدی و با اخم به او گفتم دستم را ول کن. مجید خندید و در حالی که مرا در بغل می گرفت صورتم را بوسید و گفت: بخدا همین یک عکس را دارم، باور کن اگر دوباره برایم فرستادند آن را به تو میدهم. گفتم: مگر دوربین مال خودتان نبود؟ گفت: نه بابا، نگذاشتند دوربین خودمان را داخل ببریم و با دوربین خود بیت حضرت امام این عکس را گرفتند. یادش بخیر مجید باوفا، مجید با صفا، مجید بی ریا ... (راوی: حاج حمید حکیم الهی)

سردار شهید دکتر مجید بقایی و تعدادی از فرماندهان دفاع مقدس در محضر امام خمینی

  • خادم الشهدا
۱۱
خرداد
۹۵

جنگ و جهاد با زندگی نصرالله اکبرزاده گره خورده است. او که از آزادگان و جانبازان دوران دفاع مقدس شهرستان بهبهان است امروز به عنوان یک نیروی رزمنده مدافع حرم، راه سال‌های جوانی‌اش را ادامه می‌دهد. اکبرزاده که فرزند شهید هم هست با تحمل 90 ماه و 13 روز اسارت، افتخار 50 درصد جانبازی را هم دارد.

نصرالله اکبرزاده در تاریخ 18 بهمن 61 در حالی ‌که تنها 19  سال بیشتر نداشت در منطقه عملیاتی شیب نیسان، به اسارت نیروهای عراقی درآمد و در 3 شهریور 69 به میهن اسلامی بازگشت. وی با وجود اینکه در زمان اسارت سواد خواندن و نوشتن نداشت، مترجم و حافظ قرآن شد و از همین رو به عنوان مترجم زبان عربی معرفی شد.



گفت‌وگو با او درباره هر بخش زندگی‌اش یک صفحه جداگانه را می‌طلبید و صحبت‌های ما با او تنها بخش کوچکی از زندگی پر فراز و نشیبش را دربرمی‌گیرد. شاید این گفت‌وگو سرآغازی باشد بر گفت‌وگوهای بعدی. اکبرزاده در این گفت‌وگو از دوران حضور در جبهه و جنگ و اسارت تا روزهایی که به عنوان مدافع حرم اهل بیت (علیه السلام) راهی سوریه شده، می‌گوید.

  • خادم الشهدا
۰۳
خرداد
۹۵

همزمان با سوم خرداد سالروز عملیات افتخارآفرین بیت‌المقدس و فتح خرمشهر، مراسم دانش‌آموختگی دانشجویان افسری و تربیت پاسداری دانشگاه امام حسین )علیه‌السلام( با حضور حضرت آیت‌الله خامنه‌ای فرمانده معظم کل قوا برگزار شد.

در این مراسم تعدادی از فرماندهان، مدیران، پژوهشگران و مبتکران، و نماینده‌ی دانش‌آموختگان و دانشجویان نمونه‌ی دانشگاه امام حسین (علیه‌السلام) هدایای خود را از دست فرمانده معظم کل قوا دریافت کردند.

سردار بهبهانی؛ رزمنده و جانباز دفاع مقدس حاج جواد مشیدی از جمله کسانی بود که از دستان پر مهر فرمانده معظم کل قوا هدیه دریافت نمودند.

  • خادم الشهدا
۰۳
خرداد
۹۵

برنامه بزرگداشت اولین شهید شهرستان بهبهان شهید حبیب الله جوانمردی به همت بسیج دانشجویی و گروه فرهنگی سردار شهید دکتر مجید بقایی در دانشگاه پیام نور بهبهان برگزار شد.

در این مراسم که خانواده معظم شهید جوانمردی، دانشجویان، کارمندان دانشگاه و مسئولین بسیج دانشجویی شهرستان حضور داشتند؛ برادر  محترم شهید جوانمردی ضمن بیان سجایا و روحیات اخلاقی این شهید بزرگوار، به خاطراتی از این شهید اشاره کردند.

در ادامه برنامه با اهدا لوح به پدر این شهید والامقام از خانواده محترمشان تقدیر بعمل آمد.

در پایان نیز قرعه کشی مسابقه کتابخوانی "حبیب خدا" برگزار شد که به قید قرعه به برگزیدگان هدایایی داده شد.

اهدا جوایز به برگزیدگان مسابقه کتابخوانی

  • خادم الشهدا