کوچه شهید

نشریه الکترونیکی ادبیات و هنر مقاومت شهرستان بهبهان

کوچه شهید

نشریه الکترونیکی ادبیات و هنر مقاومت شهرستان بهبهان

کــوچـــه شــهــیـــد
koocheyeshahid.ir

نشریـه الکترونیـکی
ادبیـات و هنـر مقـاومت شهـرستـان بـهبـهـان

گروه فرهنگی سردار شهید دکتر مجید بقایی
شماره تماس: 2215 673 0916

کـانـال کـوچـه شهیـد در پیـام رسـان سـروش:

http://sapp.ir/koocheyeshahid

۳ مطلب در مرداد ۱۳۹۵ ثبت شده است

۲۷
مرداد
۹۵

در مراسم بزرگداشت سالروز بازگشت آزادگان به میهن اسلامی مان در شهرستان بهبهان، 2 کتاب جدید از مجموعه «دورۀ درهای بسته» به روایت آزادگان سرافراز بهبهانی؛ لطف‌الله صالحی وغلامعباس محمدحسنی که توسط انتشارات روایت فتح منتشر گردیده بود با حضور فرماندار بهبهان جناب آقای ملک خدایی، فرماندهی ناحیه مقاومت بسیج بهبهان سرهنگ دوم پاسدار خیران پور و ریاست بنیاد شهید و امور ایثارگران شهرستان بهبهان جناب آقای نیری رونمایی شد.

  • خادم الشهدا
۱۱
مرداد
۹۵

شهرستان بهبهان از جمله شهرستان‌های پر اهمیت و حساس دوران دفاع مقدس بوده که نقش کارگر و سزامندی از خود در پیکار با اهریمن بجا گذاشته است. سرداران و سربازان آن با هر سن و سالی، از هر قوم و قبیله‌ای و از هر گوشه و کناری در بیعت با امام راحل بر هم پیشی می‌گرفتند و رعشه بر اندام دشمن می‌انداختند. مرور تاریخچه پرافتخار بهبهان در آن ایام کافی است تا هر انسان با غیرت ایرانی از وجود چنین شهرستانی بر خود ببالد و شیفته‌اش باشد.

در زمان جنگ بسیاری از رزمندگان دفاع مقدس بر اثر رویداد ناگواری به ناچار اسیر دشمن شده و برای مدتی طولانی یا کوتاه دربند او می‌شدند. چنانکه از شواهد، اسناد، روایات و خاطرات بازمانده از آزادگان هشت سال جنگ تحمیلی بر می‌آید، این دوران حساس و پر مشقت سرشار از آموزه‌‌ها و نکات تاثیر گذار نظامی، اخلاقی، عرفانی و سیاسی بوده است. در این میان شهرستان بهبهان با بیش از 200 تن آزاده‌ی سرافراز یکی از شهرستان‌های نامدار و پرآوازه کشور عزیزمان است که در این میدان نیز خوش درخشید. در اینجا برآنیم تا به پیشواز سالروز بازگشت آزادگان به میهن اسلامی‌مان رفته و نخستین و واپسین اسیر شهرستان بهبهان را به صورت مختصر معرفی کنیم.

  • خادم الشهدا
۰۴
مرداد
۹۵

نفر وسط آزاده و جانباز دفاع مقدس غلامعباس محمدحسنی


خواب دیدم رفته ام مشهد زیارت امام رضا (علیه السلام). درهای حرم یکی یکی باز می شد و من می رفتم داخل. می دویدم تا در بعدی. آن یکی هم باز می شد. تا رسیدم به ضریح. دست انداختم و ضریح را گرفتم. گریه ام گرفته بود و می خواستم داد بزنم یا غریب الغربا.

با گریه از خواب پریدم. نمی دانستم تعبیرش چیست. یاد کاکا مجید افتادم. تعبیر خواب بلد بود. یک بار دیگر هم خواب عجیبی دیده بودم و برایم تعبیر کرده بود. تعبیرش درست بود.

آن دفعه خواب دیده بودم بالا سر قبر یکی از اسرا ایستاده ام. هنوز زنده بود. اما من خواب قبرش را دیدم. قبرش شکسته بود. از گوشه ی قبر یک جانور عجیبی آمد بیرون. یکی دیگر از دوستانش هم سر قبر نشسته بود.

  • خادم الشهدا